خرید بک لینک

درباره سایت

چهاربیتی های غم و حرف دل من

امکانات وب

اگه میگفتی میخوامت،دلم دیگه غصه نداشت/شبا چشام خوابش می برد،نیازی به قصه نداشت
اگه میگفتی میخوامت،تو دنیا چیزی کم نبود/رو خاطرات خوبمون،هاشور زرد غم نبود

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: پنجشنبه 5 تير 1393 ساعت: 14:51

دختری بود نابینا که از خودش تنفر داشت

نه فقط از خود ، بلکه از تمام دنیا تنفر داشت اما یکنفر را دوست داشت

“ دلداده اش را ”  با او چنین گفته بود :

« اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای

یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس تو و رویاهای تو خواهم شد »

و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد

که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد

و دختر آسمان را دید و زمین را ، رودخانه ها و درختها را

آدمیان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست

دلداده به دیدنش آمد و یاد آورد وعده دیرینش شد :

« بیا و با من عروسی کن ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

دختر برخود بلرزید و به زمزمه با خود گفت :

« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »

دلداده اش هم نابینا بود

و دختر قاطعانه جواب داد : قادر به همسری با او نیست

دلداده رو به دیگر سو کرد که دختر اشکهایش را نبیند

و در حالی که از او دور می شد گفت

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی . . .»

 

 

دوستان خوبم :

هستند کسانی که  فقط به آن اندازه که به شما احتیاج دارند

به شما احترام میگذارند ، و چه سخت است . . .

باخت زندگی ، باخت عشق . . .

به خاطر . . . ؟

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: پنجشنبه 5 تير 1393 ساعت: 14:46

هر شب قلم سرد زندگیم را برمی داشتم

 

و مشق فردای تنهایی را در دفتر تنهايي هايم مي نوشتم .

 

هر سحرگاه دفتر تنهايي هايم خيس خيس بود

 

خيسي دفترم به خاطر اشكهايي بودكه از روي تنهايي ريخته بودم .

 

هر شب مشق تنهايي را با نام خدا اغاز مي كردم و با سكوت پر درد به پايان مي رساندم.....

همدم من چراغ بود وقلم دفتري كهنه بوديه دنيا غم .

 

همزبان من تنهايي بود و سكوت فقط سكوت.

 

مشق هر شبم را تنهايي مي خواند و

 

به من نمره اي كمتر از صفر مي داد ومرا نا اميدتر از گذشته مي كرد.....

 

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: پنجشنبه 5 تير 1393 ساعت: 14:36

من باختــم به خـود بـاختــم

به تصویــر غلـط فرشتـه های آدمـ نمــا بـاختــم

. . .

حـال کـه حماقتــ هایــم را می شمــارمـ

آرامــ . . . آرامــ . . .

ایـن جمـله در ذهنــم طنیــن انـداز می شـود

سنـگـ بــاش

تــا سنـگســاز نشــوی … 

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: پنجشنبه 5 تير 1393 ساعت: 14:32

بروسراغ من نیا مادیگه مردیم واسه هم**حتی ازم خبرنپرس شدم اسیر دست غم       نپرس چی اومد به سرم توکه واست مهم نبود**دست خیانتت یه روز اتیش کشید به هرچی بود**برو شاید تونبودت یه لحظه اروم بگیرم**ببین چه کردی بادلم نمیشه اسون بمیرم**حالا که تو نفهمیدی چرا چشام تر بوده**اللهی اواره نشی مثل من درمونده

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: پنجشنبه 5 تير 1393 ساعت: 14:29

اگه دلت تنگه یا خیلی غمگینی حتما یه سر بیا کچلی چت اونوقت غم وغصه هات تموم میشه اونجا بهترین جا برای دوستی و دوست پیدا کردنه باکلی بچهای باحال حتما بیا ****مدیرشم خیلی باحاله ازون مدیرایی نیست که ادم سنگین و بی جنبه ایی باشه

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: پنجشنبه 5 تير 1393 ساعت: 14:12

بگو بگو که داغونه دلت**بگو که گریونه چشمت**بگو که پهونه غمت*** بگوکه چرا داغونه دلت**خیلی وقته که غمت معنی افکارترو میدونم** بازم باهات میمونم*** خیلی وقته که غمت دنیامی ***  خیلی وقته که توی رویایمی

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 20:26

عشق منی برات ترانه سازم به عشق تو مینازم پس نذار ببازم  **********   یادت باشه همیشه باشی بامن تنهام نذاری باغم بدون باهاتم   ************ دوست دارم برای قلبم مثل خونی دیونگیمو میدونی برام یه هم زبونی ***** دوست دارم برای عشق بی قرارم تو دنیا تورو دارم  توهستی بهارم

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 20:30

دیگه لحظه بی توسرده***مثل همدمم که پر درد**دیگه طاغت نمیارم میدونم* اگه جون من اینجا تموم شه***بمیرم برای حرفای تو دیگه تمومه برق چشمای تو**دیگه خورشید غروب کرده توچشمات**قرق خوابه باز توی شبات**پر قربت وتاریکی شده دل***دیگه لحظه بی تو سرده

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 21:09

اینجا مثل کابوس میمونه رویا***هرجاباشی مثل امیدی شب تنها ****بی تومیدونم که شب تنهایی ***حتی یه ستاره نیست تواسمون**** اون دنیا درگیر قفسهاتم من***که دنیا سنگینه توخاکم من

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 21:12

دلم برات شده بود گفتم سراغی بگیرم***ترسیدم ازغم بمیرم ترسیدم از غم بمیرم****اخرریا بود بازی ها در اوردی ها***حوصله سر میبردی و ای دل ساده توبراش میمردی

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 21:15

بغض مو شکستی خیلی ساده***تومنو ندیدی پای پیاده*** رفتمو شکستم بی ارعاده*** یک نگاه تو برام زیاده***قصه شکستن و دل دیونه*** اخراین قصه رو هرکی میدونه*** دست منو توازهم جدامیمونه***تنهایی وجداییه بی بهونه

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 20:34

دوباره دستات گرما ندارن***دوباره یخ زدن اشکات***توبخند تا ازگرمای لبخندت اب شن اشکای چشمات**** بی توازاین دریا من تنها گذشتم***بی تو توی چشمام اشکی که ریختم *** طاغت دل سراومدو لحظهام تار شد***قلبم ازاین همه غصه میناله      

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 21:21

شده لبریز ازتو چشمام ***پشیمونم که نیستی من تنهام***اینو نمیدونم کجا رواشتباه کردم***که دستای تورو رها کردم ***پشیمونم نشو تنهایی فردا***میدونم ایندفعه من اشتباه کردم***نمیدونم کجارو اشتباه کردم ** که دستای تورو رها تنها کردم

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 21:23

بعدازاین دنیای سردم میشه لبریز از تو دردم***توبرو ومنتظرباش که همه جارو بگردم***منو ازفلب تو روندن اونا که تو دل تو بودن***بی تو تنهایی یه دردن برنمیگردن***باون چشمای غم دارت برو خدانگهردارت*** بی توتنهایی یه دردن برنمیگردن

برچسب: نویسنده: سیروان تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 20:39

صفحه بندی